وقتی همه چی با هم بد میشه

شده براتون قطعاً که یهو همه چی با هم به هم بریزه. نظم کار و زندگی و روابطتون.

الان من تو همین شرایطم. اوضاع کارم به هم ریخته و اصلا تصورشم برام سخته که چطور ظرف یک هفته اینهمه تغییر و تحول ایجاد شد. شرکتهای هیئت مدیره ای همینن خلاصه. باید تصمصات مهمی بگیرم

از طرفی دیروز یه دوست محترم چندین و چند ساله چنان بنده رو مورد لطف و مرحمت خودشون قرار دادند که موندم حیرون. و نتیجه این شد که از تمام گروپهای وایبری مشترک با ایشون و دوستان همگروه اومدم بیرون و خیال خودم رو راحت کردم. کاش یاد بگیریم انقدر از همدیگه متوقع نباشیم و انتظار نداشته باشیم.

فعلا که به هم ریختم و ازون موقع هاست که دلم میخواد یه دل سیر گریه کنم. ضعیف شدم؟ آره یه وقتایی ضعیف شدن هم لازمه شاید.

/ 6 نظر / 10 بازدید
اچی

الهی بمیرم کی اشکتو دراورده ؟ [ناراحت] دلم از اون روزای سرد میخواد که کار نباشه از صبح با هم بشینیم کلی حرف بزنیم و درد دل کنیم

nobar

مرمری جون می دونم برای شرکت زحمت کشیدی و برات مهمه ولی حالا که روابط جای تعهد و کارمند خوب نداشتن رو می گیره ( امیدوارم درست حدس زده باشم ) مثل همیشه عظمت و جزم کن و یه تصمیم درست بگیر که همیشه ازش راضی باشی !! این همون چیزی که من خیلی تجربه های بدی ازش دارم ... در مورد اون دوستم باید بگم خودبینی بعضی از ما ادمها باعث میشه خیلی زود دوستای متعهد و عزیزمون و از دست بدیم و تنها باشیم تو چیزی از دست ندادی اونی که باخته اونه دوست عزیزم . [ماچ]

آرسی

مرمری خیلی خوشحالم با آچی دوستای خوبی برای هم هستین :) :***

آرسی

فداتون بشم.شما هم برای من :* فقط من مجازیم شما ها حقیقی :(

خانم سیب

گریه کن عزیزم کسی با گریه کردن ضعیف نشده