ایام میگذرند

به همین زودی نصف تابستون گذشت و چهل روز بیشتر ازش نمونده. روزها که تند و تند میگذرند و به عمرمون اضافه میکنند و اصلا مجالی نمیدن بدونیم از زندگی چقدر کیف کردیم؟ بنابراین بهترین راه این هست که خودمون از روزها کیف کنیم و هرچه بیشتر زندگی کنیم.

رخش سفیدمون تبدیل به نوک مدادی شد و سه هفته ای هست که شده مال خودمون. عروسی دوست جانم هم رفتیم و ساقدوش هم شدیم و چقدر دوست دیدم کلا عروسی های دوستانه همیشه بیشتر از عروسی های خانوادگی خوش میگذره. همسران مهربان هم باهم آشنا شدند و وسط مجلس میرقصیدن. عروس هم ماه شده بود. ظهر با ریحانه رفتیم باغ که تو کلیپش باشیم و به آماده شدنش کمک کنیم. فیلمبردار که کلی تعریف کرده از صحنه آماده شدن عروس. خدا کنه خوب شده باشه.

راه اندازی کار دوممون کمی جدی تر شده و شاید بشه تا ماه آینده روش حساب کنیم. فعلا در مرحله تست و آزمون و خطا هستیم تا ببینیم به کجا میرسیم.

تو این مدت یه بار دوتایی رفتیم آهار که محشر بود اگه نرفتین حتما برین. البته تا آبشارش نشد بریم و فقط تا رودخونه رسیدیم چون وسایل کوهنوردی نبرده بودیم. اما واقعا بینظیره. کلی باید از توی ده و کوچه باغ رد بشی و برسی به رودخونه

برنامه های اساسی برای خودم دارم و برای منظم کردن برنامه ها و تمیزکاری خونه. که باید براش وقت درست حسابی بزارم.

اوضاع کار هم خوبه خداروشکر یه سری تغییرات میخواستم اتفاق بیوفته که انجام شد و خیالم تا حدودی جمع شد.

دوباره پیاده روی هامون شروع کردیم و اصلا عالیه مسیر یک ساعت و نیم رو واقعا نمیفهمیم چطور میریم. انقدر موبایل تو زندگی ها پررنگ شده که وقتی موبایل نیست حرفها هجوم میارن.

شروع کردم به ورزش کردن. جدا از تناسب اندام احساس میکنم بدنم نیاز به آمادگی بیشتر داره. ضعیف شدم و تحملم کم شده. یادش بخیر یه دوره ای رکورد درازنشست مدرسه رو من داشتم. رشته تربیت بدنی قبول شدم و رفتم تست دادم و قبول شدم اما بخاطر ضعیف بودنم مامان و بابا موافق نبودن و نرفتم. چه سفر خوبی بود ولی. آمل قبول شده بودم. و پاییز رفتیم و بارون شدید میومد. بابا یه ویلا گرفته بود لب دریا من و مامان و بابا رفته بودیم و سه روز موندیم. خیلی خوش گذشت. یادش بخیر

برم کم کم دیگه

آخر هفته تون پر از شادی

مراقب خودتون و دلای پاکتون باشین

/ 6 نظر / 22 بازدید
mary

سلام لطفا وبلاگمو بخون اگه وقت داری خیلی به کمک احتیاج دارم... اگه فکری به ذهنت میرسه بگو بهم. مرسیییییییی[گل][دلشکسته][ناراحت]

Mohammad

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین. به وبسایت من هم سر بزنید www.myfundoni.ir

آرسی

خدا رو شکر مرمری جونم.ایشالا کاراتون همه رو روالی که دوست داری پیش برن :* ماشین نو مباااارک :*

اچی

[بغل]دلم کلی برات تنگ شده واقعا دور همی های اینجوری که همه با هم خیلی صمیمی باشن و کلیک بشن عالیه و اصلا به ادم بد نمیگذره رخش نوک مدادی مبارک کلی باهاش مسافرت های دور و نزدیک و پر از صفا برید و کلی خاطره بسازید شیرینی یادت نره شیرینیش قلمبه باشه مث خودم [نیشخند] وای ورزش عالیه تو که خوش هیکل هستی خیلی بهتر و رو فرم تر میشه بدنت عالیه دست راستت زیر سر من[چشمک] کار دومم امیدوارم که سریع به نتیجه برسه و من دو تا شیرینی طلب کار میشم اخ جون کار دوم لطفا خیلی درامد داشته باشه سود سال اول رو جمع کنی بیای مسافرت پیش من [نیشخند][رویا][قلب][ماچ][بغل]

سپیده

خدایی عروسی دوست خیلی خوش میگذره . شاد باشی دوست عزیزم[ماچ]

مرضیه

مبارک باشه ماشین نو و عروسی دوستتون ایشاله کاراتون بر وفق مراد پیش بره