روزانه های یک ذهن شاد

یکی از تفریحات من تو شبهای بلند و دوست داشتنی زمستون بافتن شاله. خوب وقتی دوست داشته باشی ببافی و چیزی جز شال هم بلد نباشی نتیجه اش این میشه که کل فامیلت یکی یک شال دستبافت تو رو داشته باشند. خیلی هم خوبه :) حالا امسال دارم برای خواهر جان میبافم.

خواهر دارین؟ خواهر موهبته. کوچیک و بزرگ هم نداره. خواهر که داشته باشی اگه ازت بزرگتر باشه میتونی حس کنی یه مادر خیلی خیلی جوون داری و اما اگه ازت کوچیکتر باشه. حسش معرکه است. شاید من فکر میکنم معرکه است چون فقط یه خواهر کوچیکتر از خودم دارم. حالا این حس معرکه چیه؟ حس مادری. حسی که به خواهر جانم دارم همینه. مخصوصا الان که وارد یه رابطه هم شده و هم مراقبم هم نگران اما بیشتر سعی میکنم رفیقش باشم تا فکر نکنه میخوام کنترلش کنم. خواهرجانم الهی همیشه شاد باشی.


برچسب‌ها:
خواهر جان
+ تــاریـخ ۱۳٩۳/٧/٧ ساعـت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ به قـلـم مرمری نظرات ()