روزانه های یک ذهن شاد

از تیتر مشخصه که من رفتم شمال؟ متفکر اگه مشخص نیست تشریح کنم نیشخند بله بنده رفتم شمال جاتون خالی بسیار عالی بود. هوا هم صاف و آفتابی و عالی قلب چهارشنبه ساعت 8 شب راه افتادیم به سمت شمال و تو تونل منجیل عزراییل یه سلامی عرض کرد و پشیمون شد و بی خیالمون شد رفت نیشخند ماجرا ازین قرار بود که یه پژو که نمیدونم چه مرگش بود واقعاً هی حرکات خطرناک میکرد رسیدیم به تونل هی اومد ازین لاین به اون لاین تا آخرش با یه تریلی شاخ به شاخ شد آخ یعنی خدا به اون و ماها رحم کرد واقعاً چون تریلی از دور دیده بودتش و سرعتش رو کم کرده بود. استرس خلاصه به سلامت رسیدیم و دو روز عالی رو گذروندیم. هوا هم از عکس معلومه که چقدر عالی بوده قلب

با دخترخاله ها و دختردایی و همسراشون هر شب تا 4 و 5 صبح بیدار و من کلا تو این سفر دو روزه 4 ساعت خوابیدم خمیازه ولی می ارزید چون واقعاً خوش گذشت و کلی روحیه ها شاد شد.

امروز یکم دل درد دارم نمیدونم چرا فکر کنم انقدر این دو روز هله هوله و هرچی دستمون رسید خوردم نیشخند امشب هم مهمونیم خونه محمد و استراحت تا فرداشب تعطیله ابله

باید سرعتم تو بافتنی زیاد کنم آخه انقدر سرم شلوغه وقت کافی براش ندارم همینطوری شال خواهرجان مونده نیشخند

بیصبرانه منتظر آخر هفته ام چون هم تولد دعوتیم هم اینکه شنبه تعطیله نیشخند

خونه در وضعیت بسیار بدی به سر میبره همینطور ریخت و پاشه باید امشب قبل رفتن به مهمونی یه دستی به سر روش بکشم خنثی

برم کم کم سر کارام یول مراقب خودتون و دلای پاکتون باشین قلب


برچسب‌ها:
روزانه هام, سفر باید
+ تــاریـخ ۱۳٩۳/٩/۱٥ ساعـت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ به قـلـم مرمری نظرات ()