روزانه های یک ذهن شاد

خوب به همین زودی یک هفته و خورده ای شد که من نیومدم اینجا. تو این یک هفته و خورده ای هم دوتایی یه سفر یه روزه رفتیم تفرش و روستاهای اطرافش (نقوسان و دلارام) خیلی بکر و دوست داشتنی ان. واسه من شمالی البته منظره دیدنی نداره زیاد اما واسه بُعد تهرانیم هوای پاک و خلوتش غنیمته. البته این رو هم بگم که ریه های بی جنبه این جانب به محض خروج از آلودگی تهران به خس خس افتاد و آبریزش بینی و اشک ریزی داشتم که ادامه داشت تا وارد دود و دم تهران شدم و به کا خوب شدخنثی اینجور بی جنبه ام. بالای تپه روبه روی خونه مادرشوهر بسی عکس گرفتیم هنری نیشخند

انگار برنامه سه شنبه ها بام تهران با خواهرجان و محمد فیکس شده چون این هفته هم رفتیم آخ که هوای سردش چه حال خوبی داره. از سرما بلرزی و ساندویچ گاز بزنی و بعدش هم کاپوچینو یا هات چاکلت بزنی. از الان بی تاب برفم.

یه مهمونی پاگشا هم داشتیم خونه مامی. تا ساعت 1 که مهمونا بودن و بعد رفتنشون رفتیم دنبال دوستان و گله ای رفتیم بالای ولنجک و لرزیدیم و کافی زدیم. خوب و خوش خوشان ساعت چهار صبح رفتیم خونه مون.

خانومی اگه بدونی چقدر برات خوشحالم قلب خیلی خیلی زیاد. مراقب خودت باشکامنتم انگار ثبت نمیشه برات

یه سری عکس ادامه مطلب گذاشتم یادگاری بمونه برام

مراقب خودتون و دلای پاکتون باشین



تویی که دوستت دارم


ما دوتا


انار خوری در سفر


در سفر



بر بلندای تهران


گوشه دنج کافه ای که دوست میدارم


و یک شنیتسل خوشمزه


برچسب‌ها:
روزانه هام, خواهر جان, دیدنیها, سفر باید
+ تــاریـخ ۱۳٩۳/٧/۱٩ ساعـت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ به قـلـم مرمری نظرات ()